هدیه ی من

لیلا وزینی :
الان دارم عکسامونو میبینم…
توچشماش نیگا میکنم !
فک میکردم کوچولو باشه …
آخه اینقدرعکس های کوچولو کوچولو تو وبش میذاشت که فکرمیکردم کوچولو باشه !
اولین بار که دیدمش ، کلی جاخوردم …. ! چه خانومی بودن این هدیه خانم ما !
قدش ازمنم بلند تره !
کف دستاش همیشه خیسه !
تو خواب خرو پف نمیکنه !
وول نمیخوره !
وقتی بخواهد خیلی حرف بزنه اما نتونه فقط نیگاهت میکنه وتو میخواهی خودتو بزنی تا بلکه زبونش باز بشه وبگه چی تو دلش میگذره !
هدیه واسه تو هدیه است ..واسه یکی دیگه هم هدیه است …واسه همه هدیه است …
اما با خودخواهی تموم میگم هدیه تنها هدیه ی منه !
آره …
این روزها فقط فاصله ام ازش زیاد شده … فاصله ایی که عذابم میده !
اما…هدی …همیشه هدیه ی منه !
هدیه ی خوبم …
دوهفته اس دارم فکرمیکنم که امروز روز تولدت رو چه جور تبریک بگم !
اما الان فقط میخواهم یه چیز رو تقدیمت کنم !
یه غروب …کناردوتا دریا ویه دشت …
دریایی که رو به رومون بود و دریایی چشمات که منو غرق خودش کرده بود ….ودشت آغوشت …
میخواهم تقدیم کنم تمام بغض شادی وخنده هام رو ….
میخواهم تقدیم کنم…یه آتیش کوچولو …کنار دریا…
من .. تو …وهمه ی اونهایی که دوست داشتی کنارش باشن …
میخواهم تقدیم کنم تموم شادی اون روز رو … که دور نیست …
هدی…
دومین تولدته که پیشتم …
چند سال دیگه …
رویه صندلی نشستم … دارم دفترخاطراتم رو ورق میزنم …صدای گنگ رادیو رو میشنوم …پنجره روبه روم بازه ونسیم خنکی میزنه …سرمو میارم بالا … تورو میبینم که داری توبالکن به گلدون ها آب میدی و واسه گنجیشک ها غذا میذاری ….
آخه تو نه از زمینی نه ازآسمان …
تو یک فرشته ایی…
فرشته ایی که بالش رو برای پرواز به همه هدیه میده ….
یک هدیه ی به تمام عیار
بیشتراز تموم دنیا دوستت دارم …
تولدت مبارک عشق من..

احمدرضا توسلی:
“از آسمون ریسمون بافتن خوشم نمیاد… فکر می کنم یه حس هایی رو میکشه…خب تو هم فروردینی هستی… پس میشه ساده بهت گفت:

تولدت مبارک!

همین.”

مینا:
خوب سخته یه کم…تعریف…توصیف…تبریک…!
بگم آبجیه خوب…هدیه ی خوب …خب تکراریه!
بگم 120 ساله شی …تکراریه (کمه!)
بوی عید میاد….
یک سال پیش ، همین روزا بود ….خیلی چیزا هنوز خیلی دوره ، اما خدا که هست ، روزا که هست ، فردا که هست …
که واقعنی احساس من باشه ؟چند تا ماچ بگم – اونم روز تولدت – تا جبران همه بودنا و خوب بودنا بشه ؟
اما نه ، به قول یکی ، دوست دارم یه جمله نیست ، چند تا واژه ی خوش آهنگ نیست ، یه دنیا احساسه ، اصلا یه دنیاست ….پس دوست دارم هوارتا !

حسین جعفریان :
دو سال پیش بود (شاید هم سه سال ) تازه داشتم وبلاگ نویسی رو شروع میکردم ، حسرت نداشتن آبجی در این بیست سال اونقدر برام سخت بود که برای هر کسی کامنت میزاشتم یک پیشوند آبجی مینوشتم ، همه رو آبجی صدا میکردم ، اما گذشت و گذشت ، بعدا فهمیدم این کاری که من میکنم اصلا درست نیست ، هر کسی نمیتونه آبجی من باشه ، یعنی هر کسی لیاقت نداره بهش بگم آبجی !
تا اینکه هدیه اومد ، اونقدر اومد و رفت و اونقدر رفتم پیشش که شد آبجیه من !
وقتی با هم حرف میزنیم و یک هو بر میگیرده میگه :داداااااااش!
قند تو دلم آب میشه و میگم :جانم!
هدیه به من فهموند که یک آبجی واقعی چطوریه !
الان دیگه حسرت داشتن  آبجی رو نمیخورم چون هدیه رو دارم .
هدیه بهم فهموند آبجی یعنی اینکه نصف شبی وقتی بد خواب شدی ، بالشتکت رو برداری و بری اتاق داداشی ، در رو باز کنی ، بری تو رختخوابش ، بغلش کنی و بخوابی !
هدیه بهم فهموند که داداش یعنی اینکه صبح بلند بشی و ببینی یکی تو بغلته ، و بعد چشمات رو بمالی و ببینی عزیزترین آبجیته ، و بعد ببوسیش و اون بگه :داداش !اذیت نکن ، بزار بخوابم !وگرنه موهاتو میکشما ! و بعد سرش را بگذارد روی سینه ات و بخوابد .
الان که دارم مینویسم اشک ها همینطوری دارند میریزند ، واقعا خوشحالم که هدیه رو دارم ، هدیه تنها آبجی واقعیه منه ، تا آخر عمر ….
آبجی کوچولوی شیطون دوست دارم
ماچ ماچ ……

تا کنون 6 نظر داده شده

  1. Nickolay Kotev گفت،

    آوریل 4, 2009 روی 6:55 ق.ظ

    Dear Friend!
    Welcome to my “Blog”, with electronic adress URL: http://nikotev.wordpress.com/ . The name of the blog is “History and I”
    The Blog is for SOE, OSS activity on the Balkans during the WWII, some problems of the modern wars in the end of XX Century, American Foreign policy and etc.
    The news:
    In the “Pages” there are many new photos in:
    1) 700 photos from the period of the WWII
    2) 100 photos from the period of the WWI
    3) 150 US, british and USSR`s posters from the period of WWII
    4) 30 Axis posters from the period of the WWII
    5) 30 pictures from the period of WWII
    6) All topics for british commandos on the Balkans
    7) the topics for modern latinoamerican guerrilla (about “Tupamaros”)
    8) the topics for American foreign policy (“UNO USSR and Cuwait Crisis”, “The USA on the road…” and etc.)
    9) the modern photos from the war against talibans in Afghanistan (in all topics for Soviet-Afghanian War).
    The Blog in this moment is 4-th in english “Top Military Net”, 5-th in Spanish “Mundo en Guerra”, 2-nd in german “Military toplist”, 8-th in American “100 Top Military photos”, 49-th in Russian “Военноисторические ресурсы” еnd etc.

    Your friend Nikolay Kotev

  2. بهــار گفت،

    آوریل 4, 2009 روی 11:35 ق.ظ

    سلام
    سال نو مبــــــــــــارک
    و همینطور تولد آبجی هدیهء عزیزتون مبارک باشه
    دوستیتون جاودانه
    خوش باشی

  3. ali گفت،

    آوریل 4, 2009 روی 1:09 ب.ظ

    این آبجی که از تعریفهای شما تو ذهنم ساخته شده, فقط تو فیلما دیدم. اونم خیلی کم…

  4. آوریل 4, 2009 روی 7:37 ب.ظ

    همه وقتی میخوان کسیو خوشحال کنن بهش هدیه میدن..اونوقت خود هدیه رو چجوری میشه خوشحال کرد؟
    :-)
    هدیه جونم بازم تولدت مبارک.

  5. مريم فشندي گفت،

    آوریل 4, 2009 روی 9:09 ب.ظ

    مباركه مبارك

  6. afsoon گفت،

    می 30, 2009 روی 12:22 ب.ظ

    dadash nakone manam ligate abji budano nadaram vase hamune dg be man nemigi abji(albate behet hag midam akhe man az to kochiktaram .ba in hal manam kheili dooost dashtam 1dadash dashtam mese to)


نظر بدهید