بعضی یادداشتها هستند که حاصل یک اتفاق و یک حس خاص هستند سعی میکنم آن یادداشتها را جایی ثبت کنم تا هیچ وقت فراومششان نکنم ، یادداشت زیر هم جز همانهایی است که خیلی دوستشان دارم :
امروز بیست و سوم اسفند ماه است ٬ احتمالا یک سال قبل هم امروز بیست و سوم بود ٬ و شاید سال بعد و سالهای دیگر هم امروز بیست و سوم باشد ٬ هی پسر !یک لحظه فکر کن ؟ چه تکرار ملال آوری دارد این همه سال و سالهایی که میگذرند ٬ ذهنم توان این همه تحلیل دایره وار و پیچیده را ندارد . فقط سعی میکنم حسرت نخورم ٬ به قول ناظم حکمت :
حسرت روزهای رفته را نمیخورم
-جز یک شب تابستان که حسابش جداست -
سارا گفت،
مارس 27, 2009 روی 8:06 ق.ظ
به قول ناظم حکمت :
حسرت روزهای رفته را نمیخورم
-جز یک شب تابستان که حسابش جداست – چقدر من این قسمت رو دوست داشتم.
۩ ۩ ●•▪·˙·..شادی..·˙·▪•● ۩ ۩ گفت،
مارس 27, 2009 روی 10:35 ب.ظ
واقعا بعضی از یادداشت ها خاص اند..
مخصوصا اگه از طرف…
خوبی حسین؟!؟
مهدي جهانديده گفت،
مارس 30, 2009 روی 7:56 ب.ظ
سال جدید را به شما دوست عزیزم با تاخیر تبریک گفته و آرزومندم 88 سالی توام با پیروزی و موفقیت برای خودتان و خانواده محترم باشد.
فاطمه گفت،
آوریل 1, 2009 روی 8:11 ق.ظ
همینه! گهگاهی حسایی سراغ آدم میاد که عم اون لحظه هاتو میگیره و شاید برای خودت ملموس و دوست داشتنی باشه! یادداشتای این لحظات، هر چند ساده، اما خوشمزه تر از اونی که فکرشو بکنی!
…
حسرت تو زندگی آدما کجاس؟ لیاقت اختصاص یه تیکه جا رو هم نداره!
…
حال تمام زندگی من است!
بن بست ابهام گفت،
آوریل 1, 2009 روی 4:11 ب.ظ
ذهن منم نداره…چه درد مشترکی
مترسک گفت،
آوریل 4, 2009 روی 7:01 ق.ظ
ما همان یک شب تابستون رو هم نداشتیم٬ لذا بگذرید ای روزها٬گذشتنتان آسودهترم میکند.