خاله ی ما

سیب بانو:
اسمش زیباست…اسم خودش را میگویم…من باور کردم که مثل اسمش شکیبا است …باید بگویم…قلمی دارد که دل آدم را گرم میکند…شاید از اسم مستعارش خیلی خوشم نیاید ..ولی چه اهمیت…همه صفای و دوستی دنیا در نوشته هایش هست..و خودش را که دیدم…به خودم ایمان آوردم که اشتباه نمیکردم….واقعا خاتون است.

آنه:
گرچه در این آسمان
ماهش انگاشتم
بذر محبت خاتون خاله را
در دل خود کاشتم
او که زجان و دلم
دوست ترش میدارم
تولدش را
بهترین روز می انگارم .
خاله جان تولدت مبارک ، آرزومندم آرزوهایتم عزیزم
زندگی برکامت باشد، مانا و دلشاد باشی و هرگز غم بر آن خانه ی زیبای دلت بیتوته نکند که جایم تنگ میشود.
دوستتتتتتتت دارممممممم مهربان

ساقی:
یاد خاله خودم میفتم.وقتی که تمام تلاشتونو می کنید تا خواهرزاده هاتونو دور هم نگه دارین.اگه مشکلی دارن کمکشون کنید یا تو غم هاشون شریک باشین.حیف که بعضی وقتها ما خواهرزاده ها به جای تشکر شاکی می شیم و بلد نیستیم چه طور سپاس گزاری کنیم درست مثل من که نمی دونم چه جوری باید بهتون بگم تولدتون مبارک که خوش حال بشین…
البته این پام تبریک هم راه با یه خوش بینی قشنگه.امید به باز شدن دوباره وبتون.
کار دنیا برعکس شده.ما میخوایم که شما بهمون کادوی روز تولد بدین
پس منتظریم
یا علی

راضیه:
خاله جون ماهها از آشناییمون میگذره … اون روزا اول هر وقت پستات و کامنتات رو می خوندم یک نگاه متحیر به ادرس وبلاگت مینداختم .چقدر برام جالب بود که یک مورچه شصت و دویی می تونه اینقدر روون و زیبا بنویسه … جدی میگم … خیلی عاقل وتوانمندی… فقط یک کوچولو مشکل داری … واون اینکه گاهی خودتو خیلی دست کم میگیری …
یک نکته دیگه هم در مورد تو همیشه برام تحسین برانگیزه بوده و هست و اون اینکه اینقدر نرم و مهربون و زیبا تو قالب این خاتون خاله جا افتادی که گاهی واقعا حس میکنم خاله من هستی … و میدونم که این حس قشنگیست که همه خواننده های وبلاگت دارن… و این قدرت تنها یک قلم نیست که قدرت یک روح مهربان و پاکیزه و بلنده … حقیقتش من روز تولدت رو نمیدونستم … اما از حسین اقا سپاسگذارم که این فرصتو بهم داد که بتونم توی غافلگیر کردنت شریک بشم… حلیمه جان توی سالهای پیش رو برات بهترین و زیباترین ارزوها رو دارم….

هادی:
هفدهم اسفند سربلند است كه زادروز خاتون خاله باشد؛ و من زندگى دختری چون او را، به خودش و دوستانش شادباش مى گويم . خاله عزیز! تولدتان مبارک. امروز روز میلاد عزیز شماست و ما مشعوف و شاد، دست به دعا برده‌ایم که از پروردگار خود بخواهیم تا یکصدوبیست سال (بلکه بیشتر) سایه شما بالای سر ما ( دوستان
مجازی و واقعی ) و همچنین وبلاگتان ( کمی تا قسمتی توهم ) باشد . تولدتان
مبارک و سایه تان مستدام باد . آمین

هرز:
صبح مه آلود یک جنگل انبوه

مصطفی:
بزرگ است
و از اهالی امروز
و با تمام افق های باز نسبت دارد
و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمد .
تولدت مبارک خاله . بهت تبریک میگم به اندازه عشق زلیخا به یوسف ، مجنون به لیلی .
نمی خوام سخنرانی کنم و از خوبیات بگم ، می دونم که بقیه بچه ها به اندازه کافی ازت گفتن .
اما من می خوام بگم ، که دارم حسودی می کنم اون هم خیلی زیاد ، خیلی خیلی زیاد اون هم به خواهرزاده هات که همچین خاله مهربون و گلی دارن که امیدوارم خدا براشون و برامون نگهت داره تا همیشه خاله مهربون اونا و ما مجازی ها بمونی .

عطیه:
کلاً با گروه خونی من جور در نمی آید. من نمی فهمم اصلاً چرا یا یعنی چی.. این که یک نفر این همه با همه جور باشد، که اصلاً مهربان باشد، اصلاً توی ژن های من پیدا نمی شود! خب فرض کنید به روی خودم نمی آوردم یا همینطوری فقط رد می شدم و سوت می زدم.. فایده نداشت.. این بود که رفتم وب آن موقع های خاله سرکی کشیدم.. یک کامنت برایش گذاشتم که تویش خبط کرده بودم گفته بودم “خاله”! فرداش خاله وب را تعطیل کرد.. با این توضیح که من خاله هیچکس نیستم؛ این خیلی مسئولیت است.. من فقط حلیمه ام” یک همچین چیزهایی. چند وقت بعد هم وب خاله ناپدید شد.. یادم نیست دفعه بعد که دوباره خاله وب زد و شد خاله این حلقه خواهرزاده های وبی، کی بود.. حتی یادم نیست چه شد که پایش به وب من هم باز شد(احتمالاً در نتیجه دید و بازدیدهای وبی بوده).. امّا کم کم دستم آمد که خاتون خاله از آن دسته آدمهایی است که برای صمیمی بودن و رفیق بودن و “خاله” بودن، دلیل لازم ندارد.. حالا هم نمی دانم دوباره کی به اش گفته “خاله” که زده آن یکی وبش را هم تعطیل کرده، ولی حیف که حواسش نیست اگر همه دنیا مثل او کل آرشیوشان را هم نیست و نابود می کردند، الان دیگر پیشینه تاریخی برای ما نمانده بود ]ایکون التفات دارید خاله؟![ در هر حال ما که به تاریخ این هفده اسفند به بعد و تولد “خاتون خاله”جان، بیش از پیش دوستش داریم چون درستش هم همین است!

حسین جعفریان :
اول اینکه باید جای من باشید تا بفهمید چه احساسی نسبت به این آدم دارم ٬ ثانیا باید او را بشناسید تا بدانید چه انسان بزرگی است ٬ واگر او را بشناسید بی شک  عاشقش میشوید  !
بخواهم خاله را در یک کلمه تعریف کنم میگویم:عشق ٬ محبت !
خاله ای که محبتش تمام آدمها را فرا میگیرد ٬ تمام انسانها زیر سایه ی مهربانی او قرار میگیرند ٬ چون او خاله است ٬ اصلا مگر میشود خاله ای نامهربان باشد ؟
من همیشه چهار خاله داشته ام ٬ دو سال پیش که یکی از خاله هایم فوت کرد ٬ در عوضش خدا خاتون خاله را بهم داد ٬ از اول قرار نبود خاله ام باشد ٬ اما به مرور از خاله ی مجازی به خاله ی واقعیم تبدیل شد ٬ حالا باز من چهار تا خاله دارم .
امروز هم که روز تولد خاله ی مهربان دوست داشتنیم است . حرفی ندارم جز اینکه:
خاله جان !تولدت مبارک ….

تا کنون 8 نظر داده شده

  1. گلصنم گفت،

    مارس 7, 2009 روی 7:35 ق.ظ

    تولدت مبارک خاله خانم خوش به حالت با اینهمه خواهر زاده های مهربونی که دور و برتن.
    صد سال زنده باشی.

  2. آنه گفت،

    مارس 7, 2009 روی 8:18 ق.ظ

    تولد مبارک بهترینم
    دوستت دارم زیاااااااااد

  3. راضیه گفت،

    مارس 7, 2009 روی 9:00 ق.ظ

    ای اینجا باید جدا نظر بدیم… من با اون یک یوبت مانوسترم حسین اقا … تشکر ویژه از اقای جعفریان به خاطر این کار ویژه …دستت طلا جوون….
    اما در مورد خاله که همه گفتنیها رو بقیه گفتن… فقط باز هم تولدت مبارک////

  4. عطیه گفت،

    مارس 7, 2009 روی 10:27 ق.ظ

    تولد مبارک خاله جونم.. امیدولرم به افتخار تو هم که شده این کامنت ثبت بشه..
    خاله جون دوستت دارم هوارتا

  5. عطیه گفت،

    مارس 7, 2009 روی 10:29 ق.ظ

    aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa باورم نمی شه نظر من ثبت شد.. OH MY GOD…
    خاله آی لاو یووووووووووو

  6. مارس 7, 2009 روی 3:14 ب.ظ

    سلام…
    من تا حالا نه واسه آقای جعفریان نظر دادم نه این خاله شما رو میشناسم اما محض ارادتی که به حسین آقا و دورادور دارم اینا رو نوشتم که این خاله مهربونتون برگرده… وقتی خود آقای جعفریان یه چند روزی میخواست وبش رو تعطیل کنه دلم گرفت…بعد هم احمدرضا توسلی…اما خدا رو شکر هردو زود برگشتن…
    حالا اگه یه غریبه براتون مهمه…برگرد و بازم خاله این بر و بچی باش که خیلی دوستت دارن…
    تولدت مبارک.

  7. مارس 7, 2009 روی 3:32 ب.ظ

    وای
    دست همتون درد نکنه.ایشالا تولدا وعروسی هاتون جبران کنم

  8. مارس 7, 2009 روی 7:36 ب.ظ

    بیا تا یه دوستی رو شروع کنیم…به امید دیدار


نظر بدهید